دو نما و دنیایی حرف.. ==>> 1 - 2
درد باشـــــــــــــد آنچه از من بشنوی از سر درد است این بانـــگ قوی
درد تنهایی، اسیــــــــــــــری در وطن خود کجا دیدی چنین غربت ز من
این زمان در خاک خود گشتم غریب پر شده خاکم ز نیرنگ و فــریب
ما پی آزادگــــی برخـــــــاستیــــــــــم کی اسارت اینچنین می خواستیــم
این ددان حاکـــــم جانهــــــایمـــــــــان آن زمــان بودند هم آوایمــــــــــان
ما ندانستیــــــم کــــان بوده فــــــریب زین سبب کردیم تا اکنون شکیب
دیگر اکنــــون این تحملها بــس است بشنود حرفم اگر خانه کــس است
هموطن برخیز و جان خود بجــــوی تا کجا در بند دیو وحـــــش خوی
روشنایی سحـــــــــر نزدیک توست گر تو برداری ز جا گام نخـــست
مربوط:
درگيري خونين پليس با زنان در ميدان هفت تير تهران
حاکمیت وحشت ، فراخوان عمومی برای محکوم کردن توحش ، نفی انسانیت
شخصیت انسانها ، پای لب گور انسانیت ، بیزار از ناتوانیم! ، طالبان در تهران
سردار احمدی مقدم، خیالت راحت. چاپ نمیشه! ، از بدحجابی تا صورت خونین یک تار مو فاصله است
و گفتاری از استادم در باب تاکتیک جدید حکومت که خواندنش را توصیه میکنم:
امنيت اجتماعي-بايدها و نبايدها -ضرورتها و چالشها



